خرید بک لینک
وقتی دل سودایی میرفت به بستانهابی خویشتنم کردی بوی گل و ریحانهاگه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گلبا یاد تو افتادم از یاد برفت آنهاای مهر تو در دلها وی مهر تو بر لبهاوی شور تو در سرها وی سر تو در جانهاتا عهد تو دربستم عهد همه بشکستمبعد از تو روا باشد نقض همه پیمانهاتا خار غم عشقت آویخته در دامنکوته نظری باشد رفتن به گلستانهاآن را که چنین دردی از پای دراندازدباید که فروشوید دست از همه درمانهاگر در طلبت رنجی ما را برسد شایدچون عشق حرم باشد سهل است بیابانهاهر تیر که در کیش است گر بر دل ریش آیدما نیز یکی باشیم از جمله قربانهاهر کاو نظری دارد با یار کمان ابروباید که سپر باشد پیش همه پیکانهاگویند مگو سعدی چندین سخن از عشقشمیگویم و بعد از من گویند به دورانها   نوشته شده توسط امیرعلی کریم زاده در جمعه سیزدهم فروردین ۱۴۰۰ ساعت 16:49 موضوع | لينک ثابت

برچسب: نویسنده: پارسا میرزایی تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 20:43

صفحه بندی